تبليغاتX
ܓܨஜミ★ミ دل سوخته ミ★ミஜܓܨ

wallpaper

منوي اصلي

خونه عشق
آرشيو عاشقانه
نامه هاي عاشقانه

نوشته هاي قبلي

آبان 1388
مهر 1388
آبان 1386
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384

ارتباط با نوسنده در ياهو

دوستان دل سوخته

دانلود موسیقی
جادش یه طرفست
تنها ترین تنها
دوزاری دات کام

روز شمار


کد شمارش معکوس سال نو

فال حافظ

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

فال عشق

فال عشق

فرق آدما

 

هی مرد می خوام یه حقیقت تلخ رو برات بگم. خوب گوش کن!

یه نفر خوابش میاد واسه خواب جا نداره 

یه نفر لقمه ای نون برای فردا نداره

یه نفر میشینه و اسکناساش رو می شمره

می خواد امتحان کنه که داره یا نداره

یه نفر از بس بزرگه خونشون گم میشه توش

اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره

انتخاب هم میکنه ولی پولش رو نداره

یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه

اون یکی مداد برا آب و بابا نداره

یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی

اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره

یکی بعد از مدرسه توپ چهل تیکه می خواد

مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره

یه نفر تولدش مهمونیه همه میان

یکی هم تقویم واسه خط زدن روزا نداره

یکی هفته ای یه روز پزشکشون میاد خونش

یه جا دیگه یکی داره میمیره خرج مداوا نداره

یه نفر می ازه امضاش به هزارتا آدم

اما یکی بعد از عمری رنج و زحمت امضا نداره

تو کلاس صحبت از چیزایی می شه که همه دارن

یکی می پرسه آخه چرا بابا ی ما نداره؟

یکی دوست داره کارتون ببینه اما کجا؟

یکی هم انقدر دیده که میل تماشا نداره

یکی از واحدای بالای برجشون میگه

یکی حتی خونشون اتاق بالا نداره

یکی پول نداره تا دو روز بره شهرشون

یکی هم طاقت واسه صدور ویزا نداره

یکی جای خاله بازی کلاس شنا میره

اما اون یکی چیزی واسه نقاشی کردن نداره

یکی فکر آخرین رژیمای غذایه

یکی از بس شب و روز نخورده نا نداره

یکی از بس شومینه گرمه می افته

یکی هم برای گرمای دستاش ها نداره

دخترک میگه: خدا ، چرا ما؟

مامانش میگه اوزش دخترم اون خونه لیلا نداره

یه نفر تمام رواش پر از رنج و سختیه

هیچ روزیش فرقی با روز مبادا نداره

یکی آزمایش نوشتن براش ، اما نمی ره

می گه نزدیکی های ما آزمایشگاه نداره!

بچه که تو چراغ قرمز می فروشه گل رو

مگه درس و مشق و شور و شوق و رویا نداره؟

یه نفر تمام روز و شباش طولانیه

پس دیگه نیازی به شب یلدا نداره

یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم

دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره

خدا به هر کسی هر چیزی دلش میخواد بده

همه چی دست اونه ، ربطی به من و شما نداره

آدما از یه جا اومدن همه می رن یه جا

اونجا فرقی بین فقیر و دارا نداره

کاش یه روزی بشه دیگه نشه جمله ای ساخت

با نمیشه ، با نمی خوام ، با نشد ، با نداره

بعضی قلبا دنیایی واسه خودش داره

یه چیزایی توش داره که توی دنیا نداره

همیشه تو دنیا کلی فرق بین ادما 

این یه قانون شده دیروز و حالا نداره

 

 

 

                                                            

2 نوشته شده در پنجشنبه 1384/11/20ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط سید مجید حسین زاده |

خنده به ما نیومده

دلم گرفته آسمون

نمیتونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم

نمیتونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها

رو سینه ی من اومده

آخ داره باورم می شه

خنده به ما نیومده

خنده به ما نیومده

خنده به ما نیومده

 


 

2 نوشته شده در چهارشنبه 1384/11/12ساعت 0:42 قبل از ظهر توسط سید مجید حسین زاده |

ببخش

ببخش اگه تو قصه مون ، دو رنگ و نا مرد نبودم

ببخش که عاشقت بودم ، خسته و دل سرد نبودم

ببخش که مثل تو نشد خیانت رو یاد بگیرم

اگر که گفتم به چشمات بزار واسه تو بمیرم

ببخش اگه تو گریه هام دورنگی و ریا نبود

اگر که دستم مثل تو با کسی آشنا نبود

ببخش اگر تو عشقمون کم نمیزاشتم برات

ببخش که یادم نمیره اون روزای پاییزی رو

لیاقت دستای تو بیشتر از این نبود عزیز

نه ، نمی خوام گریه کنی برای من اشکی نریز

لیاقت چشمای تو نگاه پاک من نبود

(برو بمیر!!)

((هیچ وقت دلی رو نشکن که عاقبت یکی دلت رو میشکنه))

2 نوشته شده در جمعه 1384/11/07ساعت 0:22 قبل از ظهر توسط سید مجید حسین زاده |

سر نوشت شوم من
 

زندگیم در اوج جوانی... میان شب وروزهایی که باید بهترین سالهای زندگيم باشه ...

 

چنان به هم گره خورده که داره منجر به نابودیه همه جانبه ام می شه ...

 

یه جورایی آویزونم... آویزون...

 

میان تو موجود سردرگمی پیچیده شدم که رها شدن ازمخمصه مسخره ات شاید بهای خیلی گزافی داشته باشه...  با تو نمی شه جنگید ...

بجنگم بیشتر می پیچم ... بپیچم بیشتر نابود می شم...

 

ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم ... ای کاش می تونستم از جبرت فرار کنم...

جبر تو جبرخفنی است...

 

اسیری...  تباهی...  بی فرجامی...

 

ای کاش می شد صدات تو گلوت خفه بشه ...  همان طور که صدای این همه انسان آزاده  تو گلو خفه می شه ...

 

یه جورایی غریبی ...  بی رحمی...  منفوری...

 

به چه زبونی بهت بگم ازت بدم می آید...  دیگه چه جوری بهت بفهمونم به کاره من کاری نداشته باش...  دنبالم نیا...  تعقیبم نکن!...  بذار به حال خودم باشم...

 

دلم می خواهد بار وبندیلمو ببندم و از این دیار بی وفا برم ...  برم یه جای دوره دور... 

 

برم جایی که دیگه نه دست تو و نه از جنس تو ونه دست هیچ تنابنده دیگه ای بهم برسه... ونه خنجر هر گرگ بی رحمی تن نحیفمو پاره کنه...

 

برم اونجا که بالاخره باید برم...  دیر یا زود...

 

 

منتها دلم می خواهد خودم برم نه که تو منو ببری...  دلم می خواهد زودتر برسه اون لحظه ای که باید برسه......

 

لحظه معراج روح...

 

دلم می خواهد اون زمان که نگاه خسته ام به لاشه کثیفت افتاد لحظه نابودیم نباشه... 

 

اما افسوس ...  وصد افسوس!  که چه خیال های خامی در سر می پرورانم...

 

صدای تو ...  دست تو وسایه تو تا دنیا دنیاست ...  برسر این آدمهای فلک زده قدرت نمایی میکنه...  وتا این آدمها خلق می شن تو موجود نفرت انگیز هم بدنیا می آیی...

 

ای کاش می تونستم تمام بغض های نیمه کاره ام را یک جا جمع کنم ...  وبا تمام وجود ...  با تمام اشک ها و هق هق های معصومانه ام فریاد بزنم:

 

 

ازت متنفرم سرنوشت شوم من!

2 نوشته شده در یکشنبه 1384/11/02ساعت 1:9 قبل از ظهر توسط سید مجید حسین زاده |

کاربر گرامي ...

به وب سايت دل سوخته Y خوش آمديد.
سلام
این وب سایت برای شما عاشقان دل سوخته بنا شده ، برای شما عاشقانی که تمام وجود و هستی خود را متعلق و وابسته به شخص دیگری می دانستید اما حال افسوس می خورید که همه و همه رویایی بیش نبود.
منتظر نظرات دل گرم کننده و سازنده ی شما عزیزان هستم.
پاینده ، سبز و سرفراز باشید.
با تشکر(مدیریت وبلاگ دل سوخته: سید مجید حسین زاده)
لوگوي وب سايت

ساعت

لوگوي دوستان
لينک دوني
تصاویر تصادفی

تصاوير تصادفی

سخنان بزرگان

اس ام اس

طنز و خنده

احادیثی از امامان

لينك
کنتر